تبليغات|طراحی سایتX
باشگاه دانشجویان دانشگاه صدرا

بازگشایی وبلاگ اصلی باشگاه در میهن بلاگ

روی
باشگاه دانشجویان دانشگاه صدرا در میهن بلاگ
کلیک کنید...


bdds.mihanblog.com

برچسب ها :باشگاه دانشجویان دانشگاه صدرا,دانشگاه صدرا,باشگاه دانشجویی ، اخبار صدرا ، دانشجویان,,


نوشته شده در 16/3/1390ساعت02:32 توسط نسترن یکم | لینک ثابت | موضوع: اخبار | - نظر(0) -


راز 72

از 14/10/88 شروع انقلاب دوم دانشجویی صدرا

تا 25/12/88 روز اخراج رسمی رییس معزول از صدرا

جنگ72روزه

پیروزی دانشجویان صدرا بر دانشجویان صدرا مبارک باد.


نوشته شده در 28/12/1388ساعت08:26 توسط نسترن یکم | لینک ثابت || - نظر(1) -


پیک شادی دانشجویی باشگاه دانشجویان صدرا

پرونده های طنز نوروزی دانشجویان باشگاه دانشجویان صدرا  

با کلیک بر روی 

پیک شادی باشگاه دانشجویان 

نوروز 89 همراه با  

باشگاه دانشجویان دانشگاه صدرا


نوشته شده در 28/12/1388ساعت06:35 توسط نسترن یکم | لینک ثابت | موضوع: طنز و نطنز | - نظر(0) -


آن مرد در تعطیلی آمد...

آخرین خبر

با هنرنمایی وزارت علوم پس از 72 روز (عددو حال کنید.. از14/10 تا 25/12) و طی یک روزیخون (یعنی شبیخونی که در روز زده شود) رییس جدید صدرا روز گذشته معرفی شد و

اکبریان

به ابدیت پیوست...

اکبری بای بای... اکبری بای بای 

باورتون میشه..؟!

...سرپرست جدید دانشگاه صدرا بالاخره اومد...

 اسمش هم مهدی نوید بخشه...

ای کاش که اسمش واقعاً با مسمی باشه..!

از قول ما به خودتون تبریک بگید...

برای آشنایی با رزومه کسی که شاید بتواند دانشگاه صدرا را طی 6ماه از انحلال نجات دهد.. روی

مردی با کت و شلوار

کلیک کنید...


به این مطلب هم فکر کنید.. واقعا چرا باید در روزی که تعطیل است و هیچکس در دانشگاه نیست باید این اتفاق می اقتاد..؟؟! ها..؟؟! واقعاً چرا..؟؟!

دانشجویان عزیز! از این حرف ناراحت نشیدا... ولی بدونید که توی این دانشگاه، کسی شما رو آدم حساب نمی کنه..

در روزهای آتی اخبار صدرا رو دنبال کنید...



نوشته شده در 26/12/1388ساعت11:37 توسط نسترن یکم | لینک ثابت || - نظر(0) -


رنجنامه دانشجویان صدرا...

رنجــنامه دانشجویان صـدرا بزودی منتشر می شود...

پایان سال 88 با

رنجنامه دانشجویان صـدرا

رنجهای دانشجویانه خود را برای باشگاه ارسال کنید...

جیمیل باشگاه bddsadra@Gmail.com


نوشته شده در 26/12/1388ساعت11:35 توسط نسترن یکم | لینک ثابت || - نظر(0) -


هم جاتره هم بچه هست..!!

چیز غول شکست..!  

دیو در حال بیرون رفتن است..  

دعا کنید... فرشته در آید..!  

دعا کنید... بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر..!  

دعا کنید... بار دگر روزگار چون شکر آید..!  

دعا کنید... دوماه دیگر نگوییم: ... جا تره و بچه نیست..!


نوشته شده در 22/12/1388ساعت11:12 توسط نسترن یکم | لینک ثابت || - نظر(0) -


اخبار شنبه 22/12/88

1.     ۱. طبق خبر قطعی از جانب وزارت علوم و اعضای کمیسیون ماده 9 آن وزارتخانه که مسئول حل و فصل مشکلات دانشجویان دانشگاه صدرا می باشند، بالاخره پس از مدتها کشمکش و اعمال رفتارهای غیراخلاقی، آقای اکبریان ریاست معزول دانشگاه صدرا که حدود دوماه با استفاده از روابط پنهان خود در بعضی ارگان ها توانسته بود فرایند تغییر ریاست را دچار کندی کند، از این سمت ناحق عزل شده و از سوی دیگر طی چند روز آتی ریاست جدید دانشگاه معرفی خواهد شد.

2.    ۲. خبر عزل نهایی اکبریان، روز چهارشنبه گذشته به باشگاه دانشجویان مخابره شد که به علت رسیدن قراین مطمئنه برای آن، این خبر را با دو روز تأخیر به شما دانشجویان عزیز اعلام می کنیم.

3.  ۳.  روز چهارشنبه، آقای دکتر نادری دبیر کمیسیون ماده 9 وزارت علوم طی دیداری کوتاه با یکی از نمایندگان باشگاه دانشجویان دانشگاه صدرا صحت این خبر را تأیید کردند.

4.   ۴. طی دیداری کوتاه توسط نماینده باشگاه دانشجویان دانشگاه صدرا با معاونت آموزشی وزارت علوم و معاون آقای نادری منش، آقای عبداللهی، ضمن تأیید خبر فوق اعلام کردند: معرفی ریاست جدید صدرا طی روزهای آینده انجام خواهد شد و احتمالی هم مبنی بر انجام این معارفه بعد از تعطیلات سال نو وجود دارد. چیزی که مشخص است آن است که این اتفاق بالاخره افتاده است.

آقای عبداللهی در گفتاری جالب توجه اعلام کرده اند: پیش بینی ها و قضاوت های دانشجویان صدرا در مورد حمایت ضمنی بعضی افراد معلوم الحال از اکبریان طی دوماهه گذشته در وزارت علوم، بی پایه و اساس بوده است. نکته جالب دیگر این است که علیرغم این ادعا، ایشان از اعلام نام ریاست جدید دانشگاه طفره رفته اند و تا مشخص شدن روز معارفه رییس جدید، اعلام رسمی نام ریاست جدید را به عقب انداخته اند!

گفتنی است، آقای عبداللهی از معدود افرادی در وزارت علوم است که  طی این دوماه  با روی بسیار بازی با نمایندگان  باشگاه برخورد داشته است.

5.    ۵. با توجه به عزل نهایی اکبریان از ریاست صدرا، ایشان و اعوان و انصار گرامیشان به تکاپو افتاده و فردا قصد دارند تا با حضور در وزارت علوم آخرین دستاویز های موجوده را به چنگ رابطه بکشانند.

عده ای از دانشجویان برآنند تا با حضور در مقابل آنها این توطئه ضد دانشجویی ایشان را خنثی و لگدمال نمایند. منتظر خبرهای بعدی ما باشید.

6.   ۶.  مقطع کنونی با توجه به حضور عنقریب ریاست جدید در دانشگاه صدرا، بهترین فرصت برای دانشجویانی است که طی مدت دوره ریاست قبلی به ضررهای آموزشی ـ علمی و غیره مبتلا بوده اند. لذا دانشجویانی که شامل این خبر هستند می توانند درخواست های خود را در اولین فرصت ممکنه به ریاست جدید دانشگاه عرضه کنند تا به نوعی گربه سیاه دانشجویان دم حجله کشته شود و دیگر ماجراهای دوساله گذشته بر سر دانشجویان پیاده نشود.


نوشته شده در 22/12/1388ساعت11:09 توسط نسترن یکم | لینک ثابت | موضوع: اخبار | - نظر(0) -


شاه رفت!

آخرین خبر

شاه رفت

( ادامه مطلب )



نوشته شده در 22/12/1388ساعت11:06 توسط نسترن یکم | لینک ثابت || - نظر(0) -


شما بی شعورید..

متن زیر توسط یکی از دانشجویان با نام مستعار ارسال شده است و باشگاه بدون هیچگونه دخل و تصرفی آنرا ویرایش نموده است.

شما دانشجویان بی شعوری هستید..

شما دانشجویان بی فرهنگی هستید..

شما دانشجویان نمک نشناسی هستید..

شما دانشجویان اصلاً نیمه پر لیوان را نمی بینید..

چرا وقتی خدمتی به شما می شود، احساس می کنید به شعورتان توهین شده است؟!

اصلا شما شعور دارید که کسی بخواهد به شعورتان توهین کند؟!

شما کل یومٍ دانشجویان قدر نشناسی هستید..

اصلاً شما قدر داشتن یک سایت فوق پیشرفته که از سرتان هم زیاد است را نمی دانید.. چون شعور کامپیوتری ندارید..

شما قدر فعالیتهای فرهنگی و برپایی اردوی زیبا و بیاد ماندنی امام زاده ابراهیم آنهم تنها با6000 تومن را نمی دانید.. چون شعور فرهنگی ندارید..

شما اصلاً نمی دانید کار اصلیتان درس خواندن است و حق ندارید در مورد سواد مدیر گروهتان حرفی بزنید.. چون شعور علمی ندارید..

شما هیچ نمی دانید که نباید نسبت به مرخصی بارداری دکتر استاد فلانی و بی استاد ماندن کلاستان در نیمی از ترم به آن دلیل سخنی بگویید.. چون شعور مامایی ندارید..

شما نمی دانید که حق ندارید نسبت به افزایش شهریه در هر ترم، نظر بدهید.. چون از تورم بویی نبرده اید و شعور اقتصادی ندارید..

شما حق ندارید نسبت به سیاست های کلان 20 ساله روسای دانشگاه اظهار نظر کنید.. چون شعور سیاسی ندارید..

شما حق ندارید نسبت به برخوردهای زننده حراست دانشگاه انتقاد کنید.. چون شعور امنیتی ندارید..

شما حق ندارید به ورود نیروی انتظامی به داخل ساختمان های دانشگاه اعتراض کنید.. چون شعور انتظامی ندارید..

شما حق ندارید نسبت به کثیفی در و دیوار توالت ها، تاریکی سلف، ساعت های بی باطری، کلاسهای کثیف، مهتابی های زپرتی، بوی گند نمازخانه و غیره معترض باشید.. چون شعور بهداشتی ندارید..

شما حق ندارید نسبت به دربه در بودنتان دنبال آقای استاد مهندس فلانی و خانم استاد دکتر بهمانی، برای گرفتن یک امضای تأیید برای فارغ التحصیلی و غیره جیک بزنید.. چون شعور آموزشی ندارید..

شما حق ندارید نسبت به مست کردن غریبه ها در دانشگاه و چاقوکشی آنها فک تان بیفتد.. چون شعور الکلی ندارید..

شما حق ندارید نسبت به بیرون بردن همکلاسی تان خانم فلانی توسط استاد بهمانی و لطمه خوردن روحی دختر مردم تجسس کنید و غیرتی شوید.. چون شما شعور اخلاقی ندارید..

شما حق ندارید نسبت به یافتن مکرر مو در غذایتان حالتان بهم بخورد.. چون شعور آشپزی ندارید..

شما حق ندارید نسبت به دروغهای شاخدار و وعده های سرخرمن مدیران جایی که در آن هستید، عصبانی شوید.. چون شما شعور دروغ مصلحتی ندارید..

شما حق ندارید نسبت به مقصد تماسهای تلفنی رییس جایی که در آن هستید مشکوک شوید.. چون شعور مخابراتی ندارید..

شما حق ندارید در مورد روابط پشت پرده نظر بدهید.. چون شعور ضوابط جلوی پرده را ندارید..

شما حق ندارید نسبت به پاپوش درست کردن و پرونده سازی برای دوستان نزدیکتان حساس شوید.. چون شعور اطلاعاتی ندارید..

شما حق ندارید برای نبودن یک پارچه سیاه پس از فوت دوست دانشگاهی تان در دانشگاه ناراحت شوید.. چون شعور تبلیغاتی ندارید..

شما حق ندارید به خاطر اینکه تمام کارمندان اطراف شما به طوری کاملاً اتفاقی و اتفاقی و اتفاقی و اتفاقیان همشهری و فامیل ابوعلی سینا هستند افسرده شوید.. چون شعور خانوادگی ندارید..

شما حق ندارید از لجن مال شدن دین به نام اسلام، در جایی که در آن هستید کفرتان در بیاید.. چون شعور اسلامی ندارید..

شما حق ندارید از منافقانی که در لباس پیغمبر به سه هزار نفر ظلم می کنند، عق تان بگیرد.. چون شعور پیغمبری ندارید..

شما حق ندارید از کسانی که در خانه های میلیاردی زندگی می کنند و با اتومبیلی ساده در برابر چشمانتان اتومبیلرانی می کنند، متنفر باشید.. چون شعور ورزشی ندارید..

شما حق ندارید از آنهایی که ناموس مردم ازشان خاطرات رویایی دارد چندش تان بشود.. چون شعور رمانتیک ندارید..

شما حق ندارید در مورد اجاره بهای 15میلیونی که به جیب ساختمانداران می رود اعلام نرخ کنید.. چون شعور دلالی ندارید..

شما حق ندارید از اینکه به خاطر بی لیاقتی و دنیاپرستی یک نفر، دارد کافه تان تعطیل می شود و به علت انحلال دانشگاهتان از این ترم هیچ ورودی جدیدی به آن داده نشده است کفرتان در بیاید.. چون شعور وزارتخانه ای ندارید..

اصلاً شما هیچ حقی ندارید.. چون کلاً بی شعور هستید..

ارسالی توسط دانشجو


نوشته شده در 15/12/1388ساعت01:03 توسط نسترن یکم | لینک ثابت || - نظر(0) -


اخبار روز دوشنبه19/11/88

1. طبق آخرین اخبار، روز گذشته قراربود تا آقای موسوی بازرس ویژه وزارت علوم جهت پیگیری شکایات دانشجویان و اساتید دانشگاه از آقای(...)، از ساختمان صدرا 1 دیدن کرده و برای روشن شدن حقیقت آن شکایات، با آقای (...) ریاست معزول دانشگاه به گفتگو بپردازند.  

در ادامه می افزائیم: پرونده شکایات از آقای (...) که از سوی دانشگاه صدرا اعم از دانشجویان، اساتید و هیأت امنا و موسس شکل گرفته است، آنقدر سنگین و قطور شده است که بر خلاف روال عادی قضایا، آقای موسوی نماینده دایره شکایات وزارت علوم و مسئول رسیدگی به شکایات دانشگاه صدرا، برآن شدند تا شخصاً به دانشگاه صدرا آمده و از نزدیک به بررسی حقیقت این مشکلات و شکایات رسیدگی نمایند.  

گفتنی است که طبق اعلام نظر منبعی موثق از وزارت علوم، ایشان اذعان نمودند که با توجه به روحانی بودن آقای (...) عجیب اینجاست که اکثر شاکیان ایشان، از افراد متدین و مذهبی بوده اند.  

جزئیات این دیدار در صورت لزوم به اطلاع همه دانشجویان عزیز، خواهد رسید. 

 2. اطلاعیه بی سابقه و عجیبی در سایت دانشگاه مبنی بر اینکه برای دریافت شماره حساب باید به صدرا1 مراجعه کرد به چشم می خورد.  

گفتنی است: تنها شماره حساب معتبر دانشگاه صدرا که در تمام ترم های گذشته به آن واریز صورت می گرفته است همان حساب موسسه به شماره 0241390152 به نام موسسه آموزش عالی صدرا بانک تجارت شعبه شهران ، کد 2410 است. به همه دانشجویان توصیه می شود، چنانچه از سوی امور مالی دانشگاه، شماره حساب دیگری اعلام شود، از واریز هرگونه وجه به آن شماره حساب غیرقانونی خود داری نمایند و مراتب آن کار غیر قانونی را طبق نظر آقای دکتر نادری دبیر کمیسیون ماده9، به وزارت علوم یا نمایندگان باشگاه دانشجویان (از هر طریق ممکن) اطلاع دهند. 

 3. در دانشگاه آزاد اسلامی واحد صدرا مشاهده می شود که در ترم جدید به علت مشکل دیرینه کمبود کلاس و نیز ازدحام و تداخل کلاسهای دانشجویان، بسیاری از دانشجویان رشته های مختلف در ساعت ناهار و نماز(۱۱-۱۳) نیز باید در کلاس حاضر باشند.  

(یک دیالوگ بی ربط از یک فیلم قدیمی: ـ خودش رفت ولی بچه یتیماش رو برای من گذاشت) 

 4. با توجه به اینکه قیمت املاک و مسکن طی سال جاری نسبت به دوره مشابه سالهای قبل نوسان کمتری داشته است، با خبر شدیم آقای X که همسرشان مالک ساختمان شماره 1 صدرا می باشند در راستای اینکه بتوانند اجاره بهای دریافتی همسر خود را، در میان رکود قیمت ها، بالاتر ببرند؛ به طور داوطلبانه(!) پیشنهاد بالا بردن کرایه دو ساختمان دیگر صدرا 2 و 3 را به صاحبان آنها مطرح نموده اند. 

 کرایه ماهانه صدرا 1 در سالهای86، 87، 88 به ترتیب 10 میلیون، 12 میلیون و 15 میلیون تومان بوده است. رشد 20 درصدی اجاره بها نسبت به متوسط این رشد در کل کشور کمی دچار تناقض می باشد. به عبارتی در سال جاری تنها 180 میلیون تومان از راه اجاره بهای صدرا 1 نصیب آقای(...) شده است.  

تصمیمات قیمتی در مورد اجاره بها باید به تأیید جمعی برسد. اما در یک سال و نیم گذشته با توجه به بی خبری محض موسسین دانشگاه، تمام این تصمیمات، یکطرفه گرفته و اجرا شده است.


نوشته شده در 19/11/1388ساعت11:12 توسط نسترن یکم | لینک ثابت || - نظر(0) -


با آزادگی بمیریــم...

شاید... 

 هیچگاه... 

 نتوانی با آزادی زندگی کنی... 

... ولی ... 

                              میتوانی...  

با آزادگی بمیری


نوشته شده در 18/11/1388ساعت07:50 توسط نسترن یکم | لینک ثابت || - نظر(0) -


اخبار روز سه شنبه13/11/88

1.      بلاگ اصلی باشگاه کماکان فیلتر است و دانشجویان صدرا می توانند به آدرس bddsad.blogspot.com مراجعه نمایند.

2.     نمایندگان باشگاه دانشجویان، طبق دیداری که روز چهارشنبه گذشته با آقای دکتر نادری دبیر کمیسیون ماده9 وزارت علوم داشتند با خبر شدند که عزل نهایی آقای اکبریان از کرسی ریاست دانشگاه مراحل پایانی خود را طی می کند. دکتر نادری به نمایندگان باشگاه دانشجویان اذعان نمودند: در جلسه کمیسیون ماده 9 که با حضور آقایان ایرانمنش، نادری منش، برزویی، عامری و اینجانب تشکیل شد، به این نتیجه رسیدیم که آقای اکبریان به هیچ وجه رییس دانشگاه نخواهند بود و نیز از ریاست هیأت موسس صدرا نیز عزل خواهند شد. همچنین احتمال ریاست آقای لسانی نیز کم است و احتمال اینکه فرد سومی به عنوان ریاست دانشگاه صدرا از سوی وزارت علوم انتخاب شود، بیشتر خواهد بود.  

بقیه در ادامه مطلب

( ادامه مطلب )



نوشته شده در 13/11/1388ساعت07:41 توسط نسترن یکم | لینک ثابت || - نظر(0) -


غزه ، قدس ، . . . ، فدک

سیدعلی فتوا داده بود که. . . هر کس به هر طریقی که کاری از دستش برمیاد ، بهش واجبه که به مردم غزه کمک کنه و اگه تو این راه کشته هم بشه ، مثل این می مونه که در رکاب پیغمبر شهید شده. . . همه مردم و از جمله دانشجوها به تکاپو افتاده بودند تا به هر نحوی که می تونن ، اعلام وجود کنن و بگن که. . . آره بابا . . . ! ما هم هستیم. . . خیلی از بچه های صدرا هم توی جریانات و هیجانات شیرین کمک به مردم غزه غوطه ور شده بودن و هر جا خبری بود ، تجمعی بود ، سر و صدایی بود ؛ خودی نشان می دادن . . . بعضی ها رو که می دیدی که خیلی داغ اند. . . باور کن کسی که تا به حالا کبریت دستش نگرفته بود بره تو آشپزخونه شون ؛ حالا پایه شده بود تا اسلحه دست بگیره و بره فلسطین ! . . . یکی دیگه تو دستاش غیر از شونه و شسوار و واتوی مو و ژل و لوازم آرایش چیزی نگرفته بود و جلوی بزرگترین چیزی که توی عمرش قرار گرفته بود ، آینه میز توالت مامان جونش بود ؛ جو مثبت گرفته بودش که بره سنگ و نارنجک دست بگیره و جلوی تانک های اسرائیلی ها قرار بگیره ! . . . . . . میگن این جنگی که شروع شده ، جنگ آخرالزمانه . . . اسرائیلیی ها خیلی دوست دارن که جنگ آرماگدون معروفشون ، همین جنگ باشه . . . جالب اینجاست که هر اتفاقی بیفته ، اول و آخرش شکست می خورن . . . می پرسین چرا ؟ ! خوب معلومه چون هم تو پیش بینی های علمای قدیم خودشون اومده و هم اینکه طبق آیات و روایات و . . . ما مسلمونها ، نابودی اونها یکی از وقایع حتمی آخرالزمانه . . . اونها هر چه سعی می کنن که خودشون به حضرت موسی علیه السلام وصل کنن ، بازم نمیتونن ریشه فرعونیشون رو مخفی نگه دارن . . . فرعون هم با توجه به پیش بینیهای منجمین عصر خودش میدونست که به دست یک پیامبر به نام موسی نابود میشه ولی با همه این اوصاف دستور داد تا همه بچه ها رو زنده زنده ، بکشن تا موسایی به دنیا نیاد که باعث نابودی فرعون بشه . . . همونطور که فرعون نتونست جلوی قضا و قدر الهی رو بگیره ، فرعونیها هم نمی تونن جلوی اراده خدا رو بگیرن . . . میگم نکنه باز موسایی توی راهه که فرعونیها خبر دار شدن و نمیخوان بذارن که به قدرت برسه؟! . . . چون بازم دارن بچه های بی گناه رو می کشن ! . . . تنها راه نجات اینه که مادرها بچه هاشون رو به آب بندازن . . . راه آب هم بسته ست !؟ . . . پس باید چه خاکی به سرشون بریزن ؟؟! براشون دعا کنیم . هم برای مادرها ، هم واسه بچه ها ، اونها اسیر دست صهیونیان هستن. می دونین اولین جرقه های صهیونیسم به کی برمی گرده ؟! نه . . . این نزدیکارو نگردین ! برید به حدود 1400 سال قبل تو عربستان و وسط قبیله های کوچ کننده حومه مدینه . . . قدس واقعی می دونین کجاست ؟! همون نزدیکیها . . . اون موقع بهش میگفتن فدک . . . یادتون اومد ؟!؟ اون موقع ها هم زورکی زمین ها رو غصب کردن . . . همه یهودی بودن. . . یادتونه کی کمک شون کرد ؟! مسلمون نماهای یهودی . . . زیاد بهش فکر نکنین. . . قاطی می کنین . . . قاطی نکنین . . . دعا کنین. . . دعا برای این مادر و اون مادر . . . برای این بچه ها و اون بچه ها. . . یاعلیمدد


نوشته شده در 26/10/1387ساعت03:26 توسط نسترن یکم | لینک ثابت || - نظر(0) -


پرچم پر پیچ و تاب

 توضیح در تاریخ۲۸/۱۲/۸۸: متن زیر توسط یکی از دانشجویان صدرا ۲ بیش از یکسال پیش برای این بلاگ نوشته و ارسال شده است. به گفته خود این دانشجو آقای گلپایگانی در تاریخ۱۶/۱۲/۸۸ یعنی به تازگی از نوشته شدن این متن با خبر شده اند و از نام بردن اسم ایشان ابراز نارضایتی نموده اند. جوابهای نویسنده نیز برای ایشان قانع کننده نبوده است. به گفته آقای گلپایگانی باید برای تمام اسم آوردن ها از صاحب اسامی اجازه گرفت. ایشان بدون اینکه خود این متن را بخوانند تنها از طریق دیگران با خبر شده و اعتراض داشته اند. قضاوت در مورد وجود علامتی مبنی بر توهین به ایشان در متن ذیل بر عهده خوانندگان عزیز خواهد بود. ضمناْ علیرغم نظر ایشان این متن حذف نخواهد شد.

یا منهوالعشق 

 افتاده بودم بین یه جمع 20، 30 نفره که 90 درصدشونو تا اون موقع ندیده بودم. قرار بود در مورد نشست سالیانه کانون قرآن و عترت و مراسم افطاری روز نشست صحبت کنند. از طرفی یه جور مراسم معارفه ناخواسته بود تا بلکه زخم رفتن سید میرصانعی مدیر قدیم فرهنگی برای هواداران فرهنگیش التیام پیدا کنه و چشم اون بچه ها به مسئولان جدید، عادت کنه. مدیر جدید فرهنگی، آقای گلپایگانی و خانم سالارخانی کارمند فرهنگی از من که نه سر پیاز بودم نه ته پیاز، خواسته بودند تا در جلسه اعضای کانون قرآن و عترت دانشگاه صدرا شرکت کنم و بنده هم، از خدا خواسته، نه نگفته و جفت پا شیرجه زده بودم تو کفش بچه های قرآن و عترت. یکی از محاسن بچه های فرهنگی صدرا اینه که با هم خیلی متحدند. جلسه که شروع شد، همین مسئله باعث شد تا گلپایگانی حسابی تک بیفته و این تنها خانم سالارخانی بود که سعی میکرد نقش داور وسط رو ایفا کنه و در مواقع مورد لزوم بازی رو سرپا بده !  

برنامه سالیانه بچه ها که حاصل دسترنج سه ماهه شون بود جلو چشم گلپایگانی بود و یکی یکی، به علت اینکه ربطی به قرآن و عترت نداره ! ، ضربدر میخورد و با رد صلاحیت شدن هر گزینه، صدای بچه ها برای اعتراض، بالاتر میرفت... تا اینکه خانم قیصری که نقش مادر ترزا رو برای بقیه بازی میکنه، گفت: "پس آقای گلپایگانی! لطفاً شما یک کار فرهنگی بگید که به قرآن و عترت ربط داشته باشه !"  

آقای گلپایگانی همه اوج خلاقیت رو به خرج داد و گفت: "مثلاً میتونیم زیارت عاشورا داشته باشیم یا برای محرم (که 5 ماه دیگر بود) پوسترهای 72تن که توضیحاتی هم داره رو به در و دیوار دانشگاه نصب کنیم!"  

مادر ترزا در جواب گفت: اینجا دانشگاهه ، نه پایگاه بسیج مسجد سر محل...!  

...گرچه حق با بچه ها بود ولی دلم به حال گلپایگانی خیلی سوخت ؛ چون بدجوری تنها مونده بود ... با اینکه هیچکاره بودم، حرفهای گلپایگانی تو ذهنم موند تا سربزنگاه حرف خودشو عملی کنیم... ترم که شروع شد پی زیارت عاشورا رو گرفتم تا اینکه بنابراین شد که توصدرا 2 راهش بندازیم. با این قید که صرفاً دانشجویی باشه، صبح باشه، صبحونه داشته باشه، پوله صبحونه رو فعلاً بچه ها بذارن و فاکتورهاشو نگهدارن تا اوضاع که ردیف شد، دانشگاه هزینه شو برگردونه... بماند که به دستور آقای گروسی! (ای امان از این گروسی! چه می کنه این گروسی!)  نذاشتند تا یه اطلاعیه درست و حسابی تو دانشگاه بزنیم که همه بچه ها خبردار شن. باور کنید شاید هنوزم خیلی ها باشن که اصلاً ندونند که تو دانشگاه زیارت عاشورا برگزار میشه!  

حدود سه ماه تا محرم بود و برگزاری زیارت عاشورا تا آن زمان می توانست حکم دستگرمی برای انجام مراسماتی آبرومند برای دهه محرم در داشگاه باشد. گذشت و گذشت و در این مدت مسئولان دانشگاه چه تلاشهای بی دریغی که نکردند و چه تاجها که بر سر بچه های دانشگاه نزدند!!؟ هر کاری که می توانستند ناخواسته انجام دهند تا رنگ و لعاب این مراسم کم شود انجام دادند.  

یه روز گفتن نذارین فلانی، اصلاً وارد مجلس بشه! گفتیم شرمنده!  

یه روز با بچه ها از جیب مایه گذاشتیم و همراه صبحونه 4 تا حدیث به بچه ها خوروندیم و به طنز تبلیغ زیارت عاشورا رو کردیم، گفتن نچ، باید با هماهنگی باشه... انگار که کتاب آیات شیطانی را داده ایم!  

یه روز گفتن فلانی می تونه بیاد تو مجلس بشینه ولی نذارین بخونه! گفتیم شرمنده!  

یه روز گفتن اگه مداح میخواد بخونه باید از قبل همانگ بشه! آخه نیست قرار بود حاج منصور و محمود و ...رو دعوت کنیم!!؟  

یه روز گفتند مداحتون شهره به فسقه چون قبلاً تئاتر بازی می کرده، مگه محمد اصفهانی خواننده، میتونه زیارت عاشورا بخونه؟ ، پس میکروفون به این جور کسی ندین تا نتونه زیارت عاشورای امام حسین رو بخونه!(احتمالاً این امام حسین معروف خودمون، منظورشون نبوده) ما هم گفتیم شرمنده! ما نمی تونیم جای امام حسین تصمیم بگیریم و جلوی در مجلسش تابلوی ورود ممنوع بذاریم.  

یه روز گفتن فقط و فقط باید دانشجوها بیان تو مجلس بشینن و فارغ التحصیلان دانشگاه، دانشجو حساب نمیشن! ماهم گفتیم اتفاقاً فارغ التحصیل، دانشجوی پیشکسوته! یعنی ما هم بعد فارغ التحصیلیمون نمی تونیم بیایم دانشگاه؟!  

یه روز گفتن مداح امام حسین باید نفسش تأثیر داشته باشه و کسی که بازییییییگره نفسش اثر نداره! گفتیم درست؛ پس این صدای گریه ها که فقط موقع خوندن اون بازیگره بلند میشه، از کجاست؟؟!  

یه روز از ترس یه الف بچه، گفتن زیارت عاشورا رو فعلاً تعطیل کنید تا بعد! گفتیم شرمنده ! مگر از روی جنازه ما رد بشین! تا ما توان داریم همینه که هست! همونجور که با اعلامیه رسمی شروع کردیم، با اعلامیه رسمی که همه پشت پرده ها رو توش توضیح میدیم، تعطیلش می کنیم ...که خداییش بدجوری کم آوردن! ! !  

یه روز گفتن بچه ها به هوای صبحونه تون میان! گفتیم یکی از هدفهای ماهم همین بوده! تازه، بعضی روزها صبحونه ندادیم و باز بچه ها اومدن!  

یه روز که حدود ده نفر جمعیت اومده بود، برای اینکه میخواستند کم کم زیارت عاشورا رو سیاسی یا تعطیل کنن؛ به دروغ شایع کردند که: امروز چه خبر شده؟! شنیدیم (حالا از کی شنیدن.. الله اعلم) شلوغ پلوغ شده!!؟  

یه روز ساعت ورود به دانشگاه رو (که برای آماده کردن صبحانه باید ساعت6میومدیم) بخاطر جلسه مخفیانه شب گذشته اش! تا 7 به تأخیر انداختن و در رو به روی ما بستن! یک روز گفتن تو رو خدا زیارت عاشورا رو به جای صبح، ظهر برقرار کنید! بعداً فهمیدیم برای این بوده که دستور از بالا رسیده که مبادا... ماهم دیدیم این ره که رفقا می روند به ترکستان است و مارو هم می خواهند بندازند آنجا که عرب نی انداخت پس صلاح در این بود که غیر مستقیماً مسائل رو بهشون گوشزد کنیم... برایشان دعا کردیم... حلالیت خواستیم ... گفتیم با امام حسین و مجلسش در نیفتند... گفتیم مبادا خودمان جزء کسانی باشیم که در زیارت عاشورا لعنشان می کنیم... گفتیم یه بچه24، 25 ساله که حرف نزده صداش میگیره که ترس نداره... تا اینکه ما رو تنها بردن پشت درهای بسته و ارشادمون کردن که چرا برای ما دعا می کنین شما هم لطف کنین بلندگو رو بدین دیگران... ماهم گفتیم اگر کسی بود چشم ...ولی چه کنیم که یک نفر هم نذاشتن تا بمونه...! ! !  

اصل خود امام حسینه... ما همه میایم و میریم... مهم اینه که اگه یه پرچم رو بالا بردی تا آخر نگهش داری... حتی اگه زمین و زمان دست به دست هم بدن تا پرچمه بیفته یکی هست که نمی ذاره... اینو تجربه کوچولوی ما میگه ... آره داداش... بله آبجی ... مهم پرچمیه که همیشه روی هوا باد تو دلش داره و روی صاحبش سایه میندازه... به پرچمدار کربلا صلوات...


نوشته شده در 26/10/1387ساعت02:43 توسط نسترن یکم | لینک ثابت || - نظر(0) -




دریافت كد ساعت
4809